الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

67

الغدير ( فارسي )

« فاطمهء زهرا ع » نيز درود بفرست . بر او نيز سلام كردم پس فرمود : بر پدرانت حسن و حسين نيز سلام كن ، بر آن دو نيز سلام كردم آنگاه فرمود : بر شاعر و ستايشگر ما در سراى دنيا ، سيد اسماعيل حميرى نيز دورد بفرست . من بر او نيز سلام كردم و نشستم پس پيغمبر روى به سيد اسماعيل آورد و فرمود : انشاء قصيده اى را كه به آن مشغول بوديم ، اعاده كن و او به خواندن پرداخت كه : لام عمرو باللوى مربع . و پيغمبر گريه كرد و چون به اينجا رسيد كه : و وجهه كالشمس تطلع « پيغمبر » و « فاطمه » و همهء كسانى كه با او بودند ، گريستند . و چون به اين بيت رسيد كه : قالوا له لو شئت اعلمتنا الى من الغاية و المفزع پيغمبر ، دستها را بلند كرد و گفت : خداوندا ! تو بر من و بر آنها گواهى كه آنان را آگاهى دادم كه سرانجام رهبرى و فرياد رس « واقعى » على بن ابى طالب است . و به على كه پيش رويش نشسته بود ، اشارت كرد . على بن موسى الرضا فرمود : چون سيد اسماعيل حميرى ، انشاد قصيده را بپرداخت ، پيغمبر روي به من آورد و فرمود : اى على بن موسى ! اين قصيده را حفظ كن ، و شيعيان ما را نيز به حفظ آن فرمان ده و به آنها اعلام كن كه : هر كس ، اين قصيده را از حفظ كند و همواره بخواند ، من در پيشگاه خداوند تعالى ، بهشت را براى او ضمانت مىكنم . امام رضا ( ع ) فرمود : پيغمبر پيوسته قصيده را بر من تكرار فرمود تا آن را از حفظ كردم و قصيده اين است : ( سپس تمام قصيده را ياد كرده است . ) امينى گويد : اين خواب را قاضى شهيد مرعشى در صفحهء 436 « مجالس المؤمنين ، به نقل از رجال » كشى « ياد كرده است ولى در نسخهء چاپى رجال » كشى « نيست و شايد قاضى بر نسخهء كامل اصلى رجال آگاهى داشته و جريان خواب را در آنجا ديده است » شيخ ابو على « نيز در صفحهء 143 رجالش ( منتهى المقال ) از » عيون